در حال بارگذاری...
اول راوی میگه: «یه شب عجیب، وسایل مدرسه زنده شدن.» بعد مداد غر میزنه: «چرا نوک تیزم همیشه میشکنه؟ حوصلهم سر رفته!» پاککن مهربون جواب میده: «آروم باش، من اشتباهاتو پاک میکنم.» بعد کیف مدرسه قاه قاه میخنده و میگه: «آرومتر بچهها، همتون رو جا میدم.»