در حال بارگذاری...
میخوام این پیرمرد در یک خوانه قدیمی نشسته باشه و جلوش یک سفره پهن شده باشه که پر از شمع باشه و وسایل دعانویسی هم باشه و درحال کتاب خواندن باشه و این متن هم با لحن ملایم و صدای پیرش بگه: چیزایی میخوام از زندگیت بگم که با شنیدنش از تعجب شاخ درمیاری! کل زندگیت دست منه و میخوام همش رو تو اختیارت بزارم. کافیه بنویسی طالع و کپشن رو بخونی.